کل کل

مواظب لنگه دمپایی باش .....سرت رو بدزد رفیق !!

. . . .




روزای خوب یادم میاد بودیم چندتا آدمیزاد حال کردیم با هم زیاد . . .

خیلی زیاد . . .

هووووووووف!




+ نوشته شده در  شنبه 4 آذر1391ساعت 18:49  توسط میلاد  | 

i'm here. . .

سلام

من میلادم یادتون میاد ؟

داشتم تو وب گشت میزدم یادم افتاد یه زمانی وبلاگ داشتیمو. . .

چه روزای خوبی بود یادش بخیر تقریبا سه سالی میشه که اینجارو آپ نکردم میدونم حتی ادرس اینجا هم از ذهن همه پاک شده اما تو این لحظه دوست داشتم یه پست برم

تو این سه سال خیلی عوض شدم خدارو صد هزار مرتبه شکر حسابی پیشرفت کردم الان دلم خیلی برای اون روزهایی که هرچند از راه دور ولی در کنار هم بودیم تنگ شده برای تک تک بچه هایی که یه روزی عضو این وبلاگ بودن یا از بازدید کننده هامون و دوستای خوبمون بودن آرزوی موفقیت دارم هر کدوم از شما اگه به اینجا سر زدین یه خبری از خودتون واسم بزارین ممنون میشم

موفق باشین

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام

این روزا اتفاقات عجیب واسم عادی شده.. مثل همین که بعد از یه سال و خورده ای بیام تو وبلاگ کل کل و ببینم ۵ روز پیش میلادم اومده اینجا و پست داده!

میلاد! سعیدم...

روزگار منم خیلی فرق کرده. ولی بهتر یا بدترشو نمیدونم.

یعنی میشه بازم از این اتفاقای عجیب بیفته و بقیه هم یاد وبلاگ کنن؟

شب خوش...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام سعید جان چطوری پسر؟

نترس میان یه روزی. . . . (میلاد)

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 23:43  توسط میلاد  | 

سعید جان تولدت مبارک

سلام

كل كل؟؟؟؟ نخيرم !    بازم تولده!

چه خوبه فرت  و فرت تولده

حالا بگين تولده كيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييه؟؟؟!!!

زري كه نه! نيلوفرم كه نه! ميلادم نه! ياسمن جونم نه!   مري هم كه نه!!خب پس....

ميمونه يه شاخ شمشاد!!!!اونم كسي نيس جز آقا سعيد گل

 

                 سعيد عزيز تولدت مبارك  

 

  ايشالا تولد 120 سالگيتو تبريك بگم

و بعد از اون هرچي دوس داري خدا بهت عمر بده همراه با سلامتي و خوشحالي!

هميشه موفق و شاد باشي!

 

 

من از بزن و بكوب  نميگذرم ، ميدونين كه ... 

 

                           

 

     حالا تا به جرم بد حجابي و اراذل و اوباش بودن نگرفتنتون سريع بساطتونو جمع كنين بينم!!!

 

             آها حالا شد!

 

اوا سعيد  يادم رف بگم :

 

دوست دارم قد يه بشكه بنزين ، خاطرخواتم قد يه پمپ بنزين  ،هديه بهت ميدم يه كارت بنزين

بازم تولدت مبارك

 

 

خواهرا و برادرا خدانگهدار . التماس دعا!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 1:51  توسط یاسمن  | 

عجب سکوتییییییییی !

سلام بر اموات وبلاگ
(به قول یاسی: ) سلام بر اموات وبلاگ
این صدای اوکوی صدام بود (به قول یاسی) بس که اینجا سوت و کور و خالی از سکنه هستش ( به قول یاسی؟ )
حالا من گفتم نوبت منه که آپ کنم ... ولی "منظورم" این نبود که کسی دیگه آپ نکنه !( عنصر خود تحویل گیری.)
والا "وسط" امتحانا همه میومدن آپ میکردن. حتی شده واسه خالی نبودن "عریضه" ( تلمیح : انقد لاف زدن نداشت !) ولی الان که تابستونه کسی نمیاد ( البته به غیر از خودم ) .." وضعیت" بنزین هم جوری نیست که مردم برن مسافرت .. گیریم اینجورم نباشه ! "چهار" تاشون هم رفتن؟ ( یاسی و نیلو یکی حساب میشن)
کنکورم نیس که !
پس به غیر از من الاف کسی نیست بیاد اینجا ؟
این یعنی مام پا شیم " بساطمون" رو "جمع" کنیم بریم پی زندگیمون بابا !
{{{ دیگه تو این "عصر" و "اوضاع" که اینقدر تکنولوژی "پیشرفت " کرده و جنگ و اینا رو همه کنار "گذاشتن" و همه رو به گفتگو و "مذاکره " و با تمدن گری آووردن ، دیگه آدم نباید سر مسیله دختر یا پسر بودن دعوا کنه . ما میتونیم این مسیله رو با گفتگو و به آرومی حل کنیم و نتیجه خوبی هم "خواهیم" گرفت !}}}
یعنی اگه من بفهمم یکی تو این وبلاگ این "عقیده" رو داره چه اینوری باشه چه اونوری میگیرم با همین دستام انقد خفش میکنم که دیگه نتونه حرف بزنه . فهمیدی؟
مسیله پسر یا دختر بودن مسیله خیلی مهمی " است" و چیزی نیست که با این سوسول بازیا حل بشه !
این مسیله تنها اون وقتی حل میشه که یکی از این دو جنس بتونه اون جنس دیگه رو "منقرض" کنه { که اون جنس "صد " در "صد" "مؤنثه" }.
"منتظر " اعلام آمادگی هستم .
نتیجه گیری عمومی:
زود به زود بیاین این وبلاگ .
نتیجه گیری سیاسی:
خدا لعنت کند "باعث" و بانی مسیله بنزین رو که ده روزه منو از ماشین دور کرده.
نتیجه گیری فمینیستی:
فکر "صلح" رو هم نکنید...
نتیجه گیری نسبیتی:
طبق اصل اول نسبیت خاص و "فرمول" هشتم مایکلسون - مورلی میشه فهمید در آینده نه چندان دور جرمی بی فایده از رو زمین محو میشه که به اون دختر هم میگن .

خدانگهدار همگی

+ نوشته شده در  شنبه 16 تیر1386ساعت 21:6  توسط سعید  | 

Solace After Flood

یه خبر بد : اینجا هی داره میلرزه !
یه خبر بدتر : من زنده ام هنوز !!
یه خبر خیلی بدتر : من اومدم آپ کنم !!!
یه خبر خیلی خیلی بدترتر : هفت تیر کنکور برگزار میشه !!!!!!!!!

یه سلام پر از خستگی خدمت همه دوستای عزیز که سرشون تو کتاب بوده و همه صفه های کتابو بلدن
البته اینجور که اینجا دیده میشه ازش اینجوری بر میاد که هیشکی به فکر درسش نبوده … همه هی میومدن نت !!
حالا باز بروبچز امتحان ترم دومی رو میشه بخشید ! توی کنکوری دیگه چرا ؟ تو الان باید گریه کنی ! البته همچین عمل شاقه ای هم نیس واسه یه دختر ! جان که نباشد عقل در ازاب است ! از قدیم الایام گفتن که یه چیز که من الان یادم نمیاد اون چیزو…
یه چیزی داشت یادم میرفت !
در مورد فیلم سیصد ( چقدر من آپ تو دیتم ! برید حال کنید … خداییش من عید دیدم ولی از اون موقه تا حالا آپ نکردم تا رسید اینجا که باهاس بگم دیگه . حرفو که نمیشه نزد که !!!!)
چند تا نکته داره :
1- بچه فرمانده یونانی ها خیلی شبیه بچگیای من بود … من هرگونه بازی خودم رو تو اون فیلم رو تکزیب میکنم.
2- اون زنه چرا موهاش معلوم بود؟
3- این مورد یه مورد هستش که من میدونم که اگه به هر کی بگم قبول میکنه که این فیلم اسلش دروغ بوده و اون اینه که این اتفاق بیش از هزار سال پیش اتفاق افتاده .. خوب یه آدم عاقل میدونه که اون موقع دوربین فیلم ورداری اختراع نشده بوده که اونا بتونن فیلم بگیرن . پس این فیلم تازگیا ساخته شده ! گیریم که دوربین اخترا شده بوده . اینشتین اون موقه به دنیا نیومده بوده هنوز که برق اخترا کنه و اونا دوربینشونو شارج کنن … به این نتیجه میرسیم فیلم رو تازه ساختن و این یه دروغ محز در مورد ایرانیاس .
خداییش کودومتون فکرتون به اینجا رسیده بود؟ این یه مغز قوی و آی کیوی بالای دیویس میخاد .
به هر حال باید بگم که تولد بچه ها اعم از:
یاسمن و مریم رو میتبریکم .ولی خداییش میبینی ؟ اد اومدن وسط امتحانا چشم به جهان گشودن !
واقعا فکر نکردین که در آینده براتون تو وبلاگ تولد نمیگیرن؟ دخترن دیگه شه میشه کرد؟
به هر حال از اینکه من گفتم آپ نکندید تا من آپ کنم و شما آپ نکردید تا من آپ کنم تشکر میکنم .
یه بنده خدایی هم که خیلی کم پیداس .. گویی که بدجور تو امتحانا آسیب دیده !
دست دعا بر میآوریم و دعای " عمه جیب ندارم " رو با هم سی و نه هزار و چهارده بار به نیت صد و بیست و چار هزار پیامبر میخوانیم :
….
(دعا در دل)
امیدواریم ایشون هم شفای عاجل کرده و هر چه زودتر وبلاگ رو به حزور خودشون آلوده کنن .

یه فیشنهاد :
جرات دارین معدلاتونو بگین !!! نه ، اگه جرات داری بگو دیگه !
خوب فعلا حال و هوای کنکور حاکمه و نمیشه کل زد … این آپ هم واسه خسته نباشید امتحانات بود … تا بعد از هفت تیر….

خدانگهدار
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 تیر1386ساعت 21:9  توسط سعید  | 

مریم جوووون تولدت مبارک!

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام !

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام ! (اين اكوي صدام بود بس كه اينجا سوت (صوت؟ثوت؟سوط؟ كنكور؟) و كور شده)

دلم واسه همتون يه ذره شده!

خب ميدونم كه بچه ها همشون امتحان دارن و نميتونن نت بيان!

ولي اومدم نت واسه يه كار خيلي مهم

 و يه اتفاق عزيز و قشنگ ميخوام اينجا رو آپ كنم!

تولد مريم جون عزيزم

نميدونم مياي نت كه اينو ببيني عزيزم يا نه؟ !!

ولي خواستم  از طرف بچه ها  بهت تبريك بگم و برات آرزوي بهترين ها رو بكنم!

اميدوارم  تو تموم مراحل زندگيت موفق و شاد باشي و سلامت!

                     تولدت مبارك عزيزم 

 

 

خيلي دوست دارم!  البته همتونو ! منتظرم امتحاناتون زودتر تموم شه!

 

 

حیفه بزن بکوب نداشته باشیم 

           

موفق باشين!

فداتون

ياسي

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 13:35  توسط یاسمن  | 

یاسمن...

 

 

چی بگم والله

بذارین بدون شرح بگم:

یاسمن عزیز تولدت مبارک!

ان شالله باشی تا باشیم...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت 20:52  توسط میلاد  | 

میبینم که همتون مردین !

 اینقدر لاف زدن نداشت!

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 21:14  توسط زهرا  | 

سلااااااااام سلام

سال نو مبارک

صد سال به این سالها

خوبین همگی؟ این اولین آپم تو سال 86 هستش .......یه عالمه هم خوشحالم که خدا زنده نگهمون داشت تا سال 86!!

نمیدونم الان کجایید و چیکار میکنین اما خبر دارم که بعضی ها مسافرتن ( مثه خودم)و بعضی ها هم دارن خر کتک میزنن برا کنکور امسال! و بعضی ها هم که هیچی همینجوری علافن دارن درصد دی اکسید هوا رو بالا میبرن!

اول از همه من از تموم دوستای گلم شروع میکنم یکی یکی میرم جلو!: یاسی و سعید و ماری و زری و نیلو که کلا بحثشون جداست و از خودمونن نوروز رو به همشون تبریک میگم برا شون آرزوی خوشبختی توی سال جدید و سالهای بعدش میکنم

دوستای عزیزمون که توی این چند وقته حسابی زحمت کشیدن و تنهامون نذاشتن هم سال جدید رو خدمتشون تبریک عرض میکنم:

از نگار و گرفته تا نازی خودمون.....عیدتون مبارک!

خلاصه همتونو از همینجا میماچم!( خانوما میتونن به جای من به یکی از خانومای وبلاگ ماچ بدن!!) عید رو هم به همتون و خونواده های گلتون تبریک میگم

یه عذر خواهیه بزره بزرگ هم به همتون بدهکارم به خاطر اینکه اولا دیر به دیر آپ میکنم یکی هم اینکه خیلی دیر برای تبریک سال نو خدمت رسیدم اولیش که هیچ دلیلی به جز گرفتاری نداره میدونم اصلا هم قانع کننده نیست! هیچ دفاعی هم ازخودم نمیکنم !! محتاج بخششم!

برا دومیش هم به خدا تو مسافرتم اومدم اهواز و .........

این هم از این!

یه خواهش دارم از همتون بچه های وبلاگ و بقیه عزیزا و اون اینه که بگین سال تحویل کجا بودین و چه میکردید!! خیلی دوس دارم بدونم ( مگه فوضولی؟)

بریم سر موضوع آپ:

این دفعه اصلا نمیخوام کل بزنم چون زشته تو نوروز کشتار راه بندازیم مگه نه؟!!

فکر کنم دیگه همتون این چند وقته اسم فیلم 300 رو شنیده باشین نه؟

فیلمی که تمدن 3000 ساله ی ما رو برد زیر سوال!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این دفعه میخوام در مورد این فیلم و حقایقی که بعد از اون برامون روشن شد صحبت کنیم ....این فیلم که ساخته ی کمپانی برادران وارنر هستش و کارگردانش هم زیاد معروف نیست ( اسمش رو هم نمیدونم!) به تازگی به روی پرده های سینمای هالیوود و بالیوود و من نبودم سعید بود و سعید نبود دستم بودو ......رفت که حسابی هم حال ملت رو گچ گرفت!

فضای فیلم و داستان خرافاتیش خیلی شبیه فیلم معروف اسپارتی هاست.... با این تفاوت که این دفعه دیگه زیادی محکم کاریه!

داستان فیلم همون داستانه نیمه تخیلی! لشکر کشی خشایار شاه به یونان هستش (از این نظر میگم تخیلی چون به گفته ی یونانی ها لشکر خشایار شاه یه لشکر دو میلیون نفری بوده!)

یکی نیست به اینا بگه که اگه لشکر خشایار شاه دو میلیون نفر بوده غذای این همه سرباز جنگی رو کی و چطوری فراهم میکرده؟

خلاصه براتون بگم که توی این فیلم خشایار شاه که اصلا شباهتی به اون چیزی که بوده نداره با یه ظاهر زننده که بیشتر شبیه برده هاست با یه لشگر دو میلیون نفری که پر از گودزیلا و خرچنگ واسکلت و جن و الاغ هستش به یونان حمله میکنه و دست بر قضا همه یونانی ها فرار میکنن به جز 300 تا جوون خوشتیپه دم اسبیه چشم رنگیه  احساساتیه ماکسیما سوار! که البت فکر کنم اینا هم همراه با جی اف هاشون تو بوتیک های یونان باستان داشتن چرخ تاب میخوردن که دیدن ییهو جنگ شروع شده و رگ غیرتشون باد کردو کار دست خودشون دادن!

 

خلاصه همون 300 اسپارتی یا همون 300 خوشتیپ داستان ما اومدن جلو لشکر پر از هیولا و حسابی رامبو رو تو قبر شاد کردن! بعد هم به نامردی و با تیزی چاقو که از پشت خوردن به درجه رفیع شهادت نایل شدن! خدایی اگه ۱۰۰۰ تا گوسفند به سیصد نفر حمله کنن اون سیصد تا رو قتل عام میکنن!

جمع کنین کاسه کوزه رو!

مگه همین آکروپلیس یونانی ها رو سگ خورده که اینطوری یکی از بزرگترین پادشاههای تاریخ بشر رو بد نام میکنن؟مگه خشایار تو جنگ با یونان نبود که دستور داد آکروپلیس رو سالم نگه دارن چون اونجا عبادتگاه بود؟

از کی تا حالا ایرانی ها که یکی از متمدن ترین انسانها بودن با بدن برهنه روی تخت پادشاهی میشینن؟ خوبه تو همه ی کتیبه های ایرانی و غیر ایرانی همه ی پادشاه های ایران باستان با مو و ریش بلند و لباسهای فاخر دیده میشن!

جنگ اسپارتی ها وجود داشته 300 اسپارتی وجود داشتن اما نه به این صورت......خشایار لشگر بزرگی داشت اما نه دومیلیون نفر!...... یونانی ها  معشوقه های خوشگلی داشتن اما نه تا این حد!!!!(مانکنای تو فیلم رو ندیدین!!)

میلاد فردوسیوس یونانی میفرماید:

که اسپارتی ها خوشگلانی بودند در یونان

ما همینطوری چپاندیمشون در این داستان!

که انان که بودند چشم آبی و زرد موی

ببند گاله رو مرتیکه جک نگوی

( مرسی شاعر!)

این همه خرج برای چی؟ این همه  تبلیغ برای چی؟ برا اینکه بگین ایرانی ها خونخوار و جنگ طلب بودن؟

خنده داره!

اولین قانون ها رو کی نوشت و اجرا کرد؟

علما و عرفا و دولتمردان غیور هم که انگار زیادی بدشون نیومد حکومت 2500 ساله ی شاهنشاهی یه خورده لکه دار بشه! 4 تا نامه بازی راه انداختن و بعدش هم اوضاع آروم شد و فیلم 300 تو هفته ی اول خدا تومن فروش کرد! دلم برای سرگذشت پر از افتخارمون میسوزه که به دست خودی ها و غیر خودی ها داره نابود میشه و بیشتر شبیه افسانه میشه تا حقیقت!

ایرونی جماعت همیشه از خودی چوب میخوره یادمون نره که تو بیشتر جنگ ها که یکی از معروف ترینش جنگ با اعراب مسلمان توی دوران صدر اسلام بود خود ایرانی ها دروازه ها رو به روی دشمن باز کردن!

یادمون نره که توی هر کدوم ازاین جنگ ها ما یه تیکه از فرهنگ و خاک و عظمتمون رو هم تقدیمشون کردیم یادمون نره که مثلا بعد از همین جنگ با اعراب ما دیگه نتونستیم امپراطور جهان باشیم و اون عظمت گذشته رو داشته باشیم به جاش یه مدل فرهنگ غریب رو قبول کردیم!

خیلی این بحث طولانیه و من هم نمیخوام زیادی خستتون کنم جمع بندی کلی هم به عهده ی خودتون! الان همه تو سالن های مجلل سینماهای دنیا دارن به ریشمون میخندن

هیچ کاری هم نمیتونم بکنیم! نه توانش رو داریم که فیلمی با این مخارج بسازیم نه بعضی ها دلشون میاد از این پول ها خرج کنن!

با همه ی نفرتی که نسبت به این فیلم دارم تبلیغش و که تو یکی از سایتهای فرنگی بود رو براتون میزارم تا عظمت خدا رو تماشا کنین!!

 

حکم اهوراست به اهریمنان پارسیان تا به ابد قهرمان

 

 



کارگردان: زک اسنایدر (Zack Snyder)
تهیه کننده: جیانی نوناری (Giani Nunnari)
فیلم نامه نویس: زک اسنایدر (Zack Snyder) کرت یانستاد (Kurt Johnstad سیصد)
بازیگران: ژرارد باتلر (Gerard Butler) در نقش پادشاه لئونادیس ، لنا هیدی (Lena Heady) در نقش ملکه گورگو ، روریگو سانتورو (Rodrigo Santoro) در نقش خشایار شاه ، دیوید ونهام (David Wenham) در نقش دیلیدوس : راوی ، دومینیک وست (Dominic West) در نقش ترون
موسیقی: تایلر بیتس (Tyler Bates)
فیلم بردار: لری فونگ (Larry Fong)
ادیتور: ویلیام هوی (William Hoy)
شرکت پخش کننده: برادران وارنر (Warner Bros)
تاریخ انتشار: 9 مارس 2007 در آمریکا
زمان فیلم: 117 دقیقه
بودجه فیلم: 60 میلیون دلار
فروش فیلم: 70 میلیون دلار (در پایان تعطیلات آخر هفته اول)

 

سال خوبی رو برای همتون آرزو میکنم

 

)راستش رو بخواین این آپ ماله چند روز پیش هستش  وقتی داشتم این مطلب چرت و پرت ها رو مینوشتم نمیدونستم سعید آپ کرده و وقتی فمیدم چون اادت زیادی نسبت به آق سعید دارم  گفتم یه چند روزی دستامو نگه دارم .......ملا به مکتب نمیرفت وقتی میرفت جمعه میرفت!.....بازم گند کاشتم!مگه نه؟!)

 

فدای همتون

 

می...

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 فروردین1386ساعت 21:14  توسط میلاد  | 

نخونی بهتره ، هیچی ازش نمیفهمی !

سلام !
بعد از مدتهای مدید حوزور دوبارم رو در این وبلاگ اعلان مینماید {؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟}
اول از همه اینکه جا داره یه تبریک بگم سال جدید رو .. اگر چه از هرچی رسم و رسومه بدم میاد ...
من موندم چه ربطی داره آخه؟
اینکه زمین یه دور دور خورشید چرخیده .. خوب اگه یه کیلومتر اونور تر از مدار رو در نزر میکرفتن سال نو چند روز زودتر میشد .. حالا من اگه بخام سال نو رو جوری تنضیم کنم که بیفته مثلن بیست و پنج تیر .. حالا چرا الکی ملت تا سال تحویل میشه میپرن بقل هم ، همدیگه رو بوس میکنن ؟ خو اینکه همونه که ! یعنی این همون قبلیه ! یعنی این ، اونه ... یعنی .. اهههههههههههههه ...
به من چه؟ خو به تو چه؟
اصلن میدونی چیه؟ به نظر من این عید مسخره رو یه زن { یا یه دختر} یه زن که بیکار بوده خاسته واسه جلب توجه یه کاری کرده باشه ...
یکی نیست به اون خانومه بگه آخه " زن { یا دختر} حسابی " ! مگه دیوار کشیده بودن که تو اینجا رو اول سال نامیدی؟
نه اصلن من میخام بدونم یه زن{ یا دختر} چیکار داره که اول سال چه زمانیه؟
یا اینکه اصلن زن{ یا دختر} عید میخاد چیکار کنه؟
وایسا ببینم ! مگه زن{ یا دختر} نباید بشینه تو خونه کهنه بچه بشوره ؟ پس سال نو رو واسه چی بنا میکنه که موجبات آزار منو پدید بیاره؟
اصلن چرا این دختر فامیل ما باید عروسیش رو بندازه نهم که ما نتونیم تو این تعطیلات هیچ جا بریم؟
یه دختر به چه حقی مسافرتی که من سالیان سال برنامش رو رو مخ بابام ریزیده بودم رو به هم زد با عروسی کردنش؟
یکی نیست به این اونوریا بگه اخه موجود بیگانه ! چرا شما هرگونه کاری که انجام میدید باید یه ضرر به یکی برسونید؟
چرا شما انقد بیکارید که سال نو بنا میکنی؟
مگه دیوار داشت آخه؟ ها؟ دیوار داشت؟ نه ، تو به من بگو دیوار داشت؟
آخه یکی نیس بگه تو که جنبه کورس گزاشتن نداری چرا کورس میزاری که بعدش بری تو خیابون یه طرفه ؟ اونم با صد تا سرعت؟ نزدیک بود منم بخابونن پلیسا !{ البته ماشینو عرض میکنم} !
تو که کورس میزاری دیگه چرا تو خیابون یه طرفه میری؟ { این جمله رو فک کنم دو بار گفتم ، نه ؟}
دیوار داشت ؟ ها ؟ دیوار داشت؟
ببین منو .. من کاری به این کارا ندارم !
یه دختر خوب دختریه که با تک زنگ تلفن نپره و اونو برداره { اصلن هم این مورد رو یاسمن در مورد پسرا نگفته بود ! دوروغ نگین }
دختر خوب نباید سر به آسفالت بره بیرون ... دختر خوب همواره باید در منزل حزور بیابه و کهنه بچه بشوره . حتی اگه بچه کوچیک یا خاهر و برادر کوچیک نداشته باشه ... در این صورت باید از یه همسایه غرض بگیره و بشوره...
یه دختره خوب الکی اس ام اس اشتباهی به ملت نمیزنه که بلکه یه پسر پیدا کنه ...
یه دختر خوب توی چله زمستون مانتوی " اونورش پیدا " نمیپوشه ...
یه دختر خوب سیبیلاشو تا قبل از ازدواج نمیزنه { چه برسه به ابرو }
یه دختر خوب عکسای شادمهر و ممدرضا گلزار به در و دیفال اتاقش آویزون نمیکنه ...
یه دختر خوب فرق کسی رو که گواهی نامه نگرفته رو با کسی که امضای کواهی نامش خشک نشده میدونه ...
یه دختر خوب وجود داره .. ولی این دختر خوب یه پسره !!!!!!!!!!

ولی یه مبحث هنوز روشن نشده ...
من موندم مگه دیوار داشت ؟ ها؟ دیوار داشت؟ خوب اگه دیوار داشت که زمین میخورد بهش بهدشم هر چی جنس مونث بود میپرید ... خوب پس دیوار نداشت ...
من موندم پس از کجا فهمیدن که از اینجا شروع شده که اینجا رو نوروز بنامند؟
حالا فعلن تا بعد
{ ولی یادتون باشه که دیوار نداشت}
خدانگهدار

+ نوشته شده در  جمعه 10 فروردین1386ساعت 15:22  توسط سعید  | 

یه پسر خوب !!!!

يه پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشك نشده به رانندگي خانومها گير نمي ده !

 

يه پسر خوب كمتر با اين جمله مواجه ميشه { مشترك گرامي دسترسي به اين سايت امكان پذير نمي باشد}

 

يه پسر خوب بعد از تك زنگ سراغ تلفن نمي ره!

 

يه پسر خوب عكس الكساندر گراهام بل رو قاب نمي كنه بزنه تو اتاقش!

 

يه پسر خوب هميشه چشم به آسفالت از خونه ميره بيرون و چشم به آسفالت هم به خونه بر ميگرده(البته اگه بر گرده)

 

يه پسر خوب با شنيدن اسم جنيفر لوپز و نيكل كيدمن....وامثالهم استغفر الله جاري ميكنه !  

 

يه پسر خوب ............................اصلا وجود نداره !!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 15:51  توسط یاسمن  | 

تولدت مبارک !

شلوغ پلوغه...! آخه امشب اينجا يه خبراييه!......تولده!

تولد ميلاد گل !

نگا ميلاد واست تولد گرفتيم !

اينا يه عده از مهموناي خوش تيپمونن :

 

اينا هم يه عده از رقصنده ها هستن !: 

 

گروه اركستر !!: 

 

پذيرايي هم ميكنيييييم!!

 

                                        اينم از ميلاد :

 

 تمام دنيا و متعلقاتش! براي کادوي تولدت کمه                 

تمام آرزوهاي قشنگ مال تو!              

            .•*..*•. .•* *•. ميلاد جان تــــولـــدت مبـــارک .•*..*•. .•* *•.

                                                

                                

 

         خب بينم شما ها نميخوايين كادو بدين؟ 

 

****************************************

با اجزه یاسی خانوم .

خانوما بفرمایین بالا .. اینجا پسرونس ..

 

اولش بگم که اون میلاد نبود . این میلاده:

دومندشم که میلاد جون نمطلعوندی که خودم برات یه جشن مفصل بیگیرم ..

حالا برزدیت مبارک ! { چرا متن خودش قرمز شد؟ }

 

این کادوی منه.. میلاد جون بگیر بازش کن ببینیم توش چیه:

 

 

حالا بوس رو رد کن بیاد.

یاسی خانوم نمیخاد شما رقاص دعوت کنید من خودم دعوت میکنم.  

 

حالا با هم میرقصیم...

خوب بچه ها .. یاسی . نیلو. مری. زری و میلاد .. وایسین تو کادر یه عکس خوشگل ازتون بگیرم

 

اینم از نوازندگان ... یه پسر خوب آهنگای خشن گوش میده   

 

خوب جشن تموم شد .. برین خونه هاتون

 

 

امیدوارم  حوزورت بیشتر شه از این به بعد .

فعلن .

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 0:47  توسط یاسمن  | 

بزنیییییییید ....که دارید خوب میزنید!!

سلام علیکم

خوبین ایشالله!

من باز اومدم ...یعنی اینکه به طور بسته نیومدم!! (در مغزتو گل بگیر فکر عجق وجق نکن!)

واه واه ببین چقدر زدن تو سر و کله هم!!

سعید باز دسته گل به آب دادی؟ مگه صد دفعه بهت نگفتم بندگان خدا گناه دارن نزنشون!!!

ایول همتون .....سعید دستت چه سنگینه!! ایول داری به مولا!!.....این ضعیفه ها هم کتک خورشون ملسه ها!!!

رفتین تو کاره فلش...میگفتین زودتر در خدمت باشیم

من دارم میرم کار دارم اما باز میام از این به بعد هم زود زود میام شما هم زود زود بیاین

تقصیر خودم نیست اوایل ماه یه کم قاطی پیدا میکنم معلوم نیست از کجا!!

( خیلی حالم بده نه؟)

همتونو بای بای

می....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 17:18  توسط میلاد  | 

منم حرف نمزنم !!

ديدم حالا كه سعيد اون عكسو گذاشته و نصف قالب ريخته پايين

منم اينو بذارم  ! بعدا ورش ميدارم !

 

+ نوشته شده در  شنبه 28 بهمن1385ساعت 15:18  توسط یاسمن  | 

ولن تاین فعلا مبارک باشه !

 والا اومدم هر جا بزارم دیدم به اندازه اینجا مفید واقع نمیشه .. مگه چه ضرری داره یه روز کل نزنم؟

پس میخونیممممممممممم ....

*******************************

ولن تاين در اردبيل


- خديجه : رحيم آقا تو بيلميري امروز چه روزيه ؟
- رحيم : والا فچ ميکنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟
- خديجه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه !
- رحيم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟!
- خديجه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته ! روز من و شوماست !
- رحيم : شوما کيه ؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاگو رو از آشپزخونه بيار ...
- خديجه : رحيم آقا شوما اصن به من هيـــــــچوقت توجه نميکني.
منم به خدا آدمم ! منم مثل شوما از بچگي بزرگ شدم ! حق مادري به گردن بچه هام دارم ...
- رحيم : ببين خديج من تا حالا چيزي کم گذاشتم !؟!
کوتاهي شده از قبال من ‌؟!
- خديجه : رحيم آقا امروز همه دوست پسرا واسه دوست
دختراشون کادو ميخرن شـــــــوما چرا نميخري ؟
- رحيم : آخه زن ! من چي کارت کنم ؟!
کدوم مردي واسه زنش سالي يه بار تولد ميگيره ؟ که من واسه تو ميگيرم ؟
- خديجه : اصن هر چي شوما بگي !
به ما ولرم تايم نيومده ... دستاتو بشور بيا شامتو بخـور !
- رحيم : سيکتير بابا !


ولن تاين در رشت


- ماري : هوووي مرتيکه "..." گنده تو خجالت نميکشي ؟!
- ممد آقا : خانوم جان حالا چرا عصباني ميشه مگه چي کار کردم ؟
- ماري : چي کار نکردي ؟! ميدوني امروز چي روزيه ؟
- ممد آقا : سالگرد افتتاح اولين خانه عفاف چهار
ستاره در رشت به مديريت شما ! درسته ؟
- ماري : نه الاغ ! امروز وولوون تاينه !
- ممد آقا : آهااااا پس بوگو زرت و زووورت تلفن با شما کار داره.
قضيه سر چيه !!!
- ماري : به تو ربطي داره ؟
- ممد آقا : نه خانوم جان من " ..." بخورم که خودم عصارشم !
- ماري : خب کووو کادوت ؟
- ممد آقا : راســـــــــتش خانوم جان شرمنده ...
ميخواستم برات گردنبند بخرم ديدم عباس آقا خــــريده! خواستم دستبند بخرم ديدم آقا هوشنگ خريده ... دست رو هر چي گذاشتم يکي از همسايه ها گرفته بود ...
- ماري : نه بابا از تو بخاري بلند نميشه !
پاشو اون ؟؟؟ کيلويي رو تکون بده اون موبايل منـــو ور دار بيار يه زنگ بزنم به عباس شام بريم بيرون ...
- ممد آقا : چشم خانوم جان ... من شمارو بعد از خدا
به عباس آقا ميسپرم ... !!!


ولن تاين در جواديه طهران

 { ولن تان در این مکان به دلیل رکیک  بودن شدید سانسور دارد}

**************************

اگه یه هاست مستقیم معرفی کنید که فلش رو پشتیبانی کنه فلشهای جالبی براتون میزارم { و البته ضد دختر!}

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 16:34  توسط سعید  | 

حرف نمزنم !

 

دیگه نمخام حرف بزنم !

بدون شحر!

 

 

حرفم نمزنم !

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 بهمن1385ساعت 17:2  توسط سعید  | 

يوهاها؟!

سلام

 

چيه دوست دارم بخندم!

بعد صد سال باز اومدم اينجا ....عجيبه نه ؟….

خوب چه خبر؟

اينجا همه در حال پرتاب همديگن كه .

هووووووووووووووووووووووووووووووو  به من چكار دارين ها؟ ميلاد دستتو بكش لازم نيست منو پرت كني.

ببينم سعيد اصلا تو چرا همه كارتو ميندازي گردن ميلاد؟ بيچاره دستش سوخته نميتونه كار كنه حالا تو هي بگو اينو پرت كن اونو پرت كن.

آها فهميدم تو از عهده ي اين كارم بر نمياي .  يوهاها

 

ببينم چه خبره كي با كي مساله داره؟ ها؟ زود باشين حلش كنين .......حل شد؟ ..........شد؟

خيله خوب.

زهرا جون تو نرو دنبال لنگ كفش,سعيد دنبالش ميگرده.راستي سعيد قربون دستت سر راه نون بگير(نتيجه: وايسادن تو صف نون وظيفه ي پسرهاست).

 

من ديگه برم اما قبلش به قول سعيد چند تا نتيجه ي اخلاقي بايد بگيريم:

 

1-     آدم روسري رو سرش ميكنه نميپوشه.

2-     همديگر را به سوي يكديگر پرت نكنيم.(داشتين ادبو)

3-     موضوع جديد براي كل كل  بيابيم.

4-     بني آدم اعضاي يكديگرند.(؟)

5-     .................................

 

فعلا خدافظ.

نيلوفر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 بهمن1385ساعت 18:4  توسط نیلوفر  | 

سلام!

خوبم!

یه ۴ روز ما نیسیم ملت چه شاخ میشن!

بیشینین سر جاتون بینیم بااا !

یه مشت جوجو فوکولیه دو روزه !!!!! 

میبینین تو رو خدا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بده ما مثه شماها علاف تشریف نداریم؟؟؟؟

حالا گیریم که هدف ما همون باشه که شما ها میگین، خودتون که همونو هم ندارین !!!!

هر جهتی باد بیاد، شما ها رو هم با خودش میبره... .

بعدش هم ببین آقا سعید من هیچ مشکلی با تو ندارم! به فاطمه هم گفته بودی که ... ( همون که  میدونی!)  اصلآ اینجوری نبوده!

خودت هم میدونی که از اولش تو با من مساله داشتی نه من با تو !

منم اصلآ  انتظار نداشتم جواب اون نظرم رو ( گفته بودم درسا اون طوری که تو میگی سخت نیس) اونجوری بدی!

راااستی!

 من زنده ام!

به کوریه چشم بعضیا که نمیتونن ببینن !!!

لنگه کفشی هم نرسیده، شاید آدرسو اشتب دادی؟

حالا خودتو اصلآ ناراحت نکن، من میرم دنبالش اگه پیداش کردم خبرشو بهت میدم.

در مورد شست و شو هم که خودتون همه چیز رو متذکر شدین!

دقیقآ همینطوره  پسرا عرضه ی شستن جوراباشونو هم ندارن!!!

اگه یکی پیدا نشه این کارو بکنه، اول از همه خودتونین که از بوی گندش خفه میشین!

 نتیجه: شما نظافت شخصیتون هم مدیون جنس ماست!!!!

والا تا اونجایی هم که ما دیدیم این شماهایین که یه ریز دنبال دخترایین!

خدا رحم کرد ما عقده ی پسر داریم، شماها عقده ی دختر ندارین! وگرنه عجب دنیایی میشد؟

نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگرم این کارتونو میزارین روو حساب شاخ بودن خودتون و اسکول کردن دخترا، باید بگم سخت در اشتباهید! چون همش به خاطر علافی و بیکاریه شماس!!!!

دیگه باقیش باشه واسه دفعه ی بعد، میترسم اگه همه ی مزایای همجنساتونو ییهو بگم، مجلی واسه معده و رودتون پییییییش بیاد!

چاکر همه آبجیای گلمونم هستیم!

تا بعد....

   * آبجی زری*    

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 19:27  توسط زهرا  | 

پاسخیه !

 

 

*** آپم آماده بود که ایجاد مزاحمت کردن ...

 

مجبورم قبل از آپی که آماده کردم یه پاسخیه یا جوابیه بدم ...

یک: تیتر رو ول کن .. بیا پایین .. آها ... میبینی که اومده بودم که لباسای بو گندوی شما و آثاری که از شما به جا مونده بود توی وبلاگ ، رو از بین ببرم و یه کمی از حالت میت نجات بدم ... 

دو: واللا تا اونجا که یادم میاد ما از اولش آدم بودیم و شما " حوا" نمیدونم مریم ( البته از مریم هیچ انتزاری نمیرفت) روی چه حسابی خودشون رو آدم حساب کردن و ما رو حوا !!!!

سه: این آپای شاهکار هم خودش موجبات بسیاری رو فراهم آوورد ...

چار: شمردن یادت رفته؟ پس بیا با هم بشمریم:

خالی ( یک) نبودن ( دو) عریضه( سه)

اومدیم ( چار) که(پنج) اینجا(شیش) یه(هفت) تکونی(هشت) بخوره( نه)

دیدی که سه تا کلمه بیشتر بود .. سعی کن شمردن رو یاد بگیری ...البته من تو اینجا "ی"  نکره و نقش نمای اضافه و مرکب و مشتق رو بهت تخفیف دادم .. اینم از این ...

پنج: بهتره جملتو کامل کنم:

" ما دخترا رو كه ميبينين درس ميخونيم يه هدفي داريم. *دانشگاه* و بعد از اون پیدا کردن یه شوهر خوب در اونجا !!!"

پس آخرشم میرسیم به اینکه دانشگاه رفتنتون هم به خاطر ماس ...

شیش: این دو سال سربازی بهترین دوران زندگی ماست .. چون هیچ دختری رو در این دوران نمیبینیم ...

هفت: تو هنوز زهرا رو از لنگه کفش تشخیص نمیدی؟ اونی که پرت شد به طرفت زهرا بود .. میلاد پرتش کرد..

هشت: طبق گفته نازی که یه جایی در جواب میلاد گفته بود: " مگه شستشو کار پسراس" ، منم با استناد به این حرف شستن جورابم رو میسپرم به شما . زحمتشو بکش ...

نه: سوختگی دست میلاد رو خودش توضیح میده .

ده: این کهنه بچه هم که مال من و میلاد نیس ... دیگه خودتون برید تحقیق کنید ببینید بره کیه !

یازده: یاسی اعصابمو خورد کردی ... مریم زود باش روسریتو بپوش میخام پرتابت کنم به سمت یاسمن ...

دوازده: خوب میلاد حق داره ... خیلی وقته همش به من میگه بیا بریم باغ وحش من هی امروز و فردا میکنم ، واسه همین مجبوره چیزایی رو که تو باغ وحش میخاد ببینه تو اینجا نیگا کنه .

سیزده: زهرا سینما نیس .. به خاطر اون پرتاب شدن توسط میلاد دار فانی را ودا گفت .

چارده: میلاد یه زحمتی بکش این نیلو رو هم پرتش کن که هم از خاب پا شه هم من از یاسمن دلم خنک شه !

پونزه : اینی که پرتاب شد لنگه کفش نبود .. تو هنوز خاهرتم از کفش تشخیص نمیدی؟

شونزده: فک میکنم یاسی از دست این دخترا دیوونه شده !!!!

 

اینن بود پاسخیه دندان شکن من به پست گبلی { قبلی؟}

 

سلام

هیچی از این بیشتر آدمو نمیسوزونه ...

اینکه آدم پست سه تا وبلاگ و پونصد تا کامنتی که آماده کرده بوده و یه عالمه والپیپر و مهمترین تلفنا و آدرسا و عکسا و چیزای دیگه رو واسه اولین بار کپی کنی روی دسکتاپ،  آخرش حواست نباشه و ویندوزت رو عوض کنی و زحمات سه ماهه !!! تو حدر بره ... به درک .. تا من باشم دقت کنم ...

یه پست اماده کرده بودم واسه اینجا که نصفشو شب یلدا نوشته بودم و بقیش رو دیروز. ...

میخاستم گزر زمان رو بهتون اثبات کنم ... اما اینجوری شد ...

حالا این هیچی ..

آخه من از کجا یادم بیاد شب یلدا چی نوشته بودم که الان همونا رو بنویسم؟

هان؟

به درک ... تا من باشم دیگه تو کارام دقت کنم ...

بگزریم ..

اون یه زره چیزایی که یادم میاد رو میگم ..

 1 . لطفن پشت سرم غیبت نکنین و اگه حرفی دارین بیاین به خودم بگین نه اینکه به میلاد بگین ... البته من و میلاد این حرفا رو نداریم ... ولی غیبت ممنوع ... یه کم هم از قاطی کردن مسایل شخصی با کاری پرهیز کنید .

کامنتای پستام روند رو به کاهش داشته ... پس باید بیشتر تلاش کنم { صدای شما: به ما چه؟}...........    2 .

 3 .  قضیه سر کار گزاشتن سه تا دختر رو با دوستام تعریف کرده بودم که به خاطر پاک شدنش الان من دیپرس شدم و حال ندارم دوباره بگم ...

   دیگه یادم نمیاد ...

 

اما خیلی بهم برخورد که فهمیدم میشینید پشت سرم حرف میزنید .. البته اگه مشکلی هست میتونید بهم بگید ...

دلم نمیآد اسم طرف رو نگم .. مریم خانوم اگه دلت از جایی پره این به من ربطی نداره که بشینی و پشت سر من حرف بزنی . تحملم حدی داره.

 

اینجا یه چیزی نوشته بودم که به دلیل تغییر در پست مجبور شدم پاکش کنم .

 

 نتیجه غیر اخلاقی:

 -   من عبرت گرفتم که دیگه موازب وسایلم باشم ...

 -   یه موزوع بدین روش بحث کنیم ...

 - امیدوارم شاهد تکرار مواردی همچین نباشیم.

 -  وجود هر گونه استعمارگر در این وبلاگ تکزیب میشود { ربطش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟}

 -  لاحاف در حال یخیدنه .. بپر بخاب ...

 -  ویندوز تازه نصب شده چه حالی میده !!!!!!!!!!!!!

 

 

خوب عزیزان …

منتزر حرفای قشنگتون هستم

خدانگهدار

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1385ساعت 17:1  توسط سعید  | 

جدی...شوخی !!

مريم جون  توي آخرين آپش يه مطلب واقعا بي نظير رو عنوان كرد :

(خدا آدم حسابت نكرده كه دختر نشدي،اومدي واسه خالي نبودن عريضه)

اين بر ميگرده به آپ يكي از اين مگسا كه خودش اومده به طور واضح

دليل اومدن و وجود داشتنشو عنوان كرده ! (خالي نبودن عريضه ) !!

جدا شما دو تا منظورتون از اين آپ هاي تاريخيتون چي بود؟!

عجب سوالي كردما من! چه انتظار بيخودي دارم از دو تا پسر(مگس) !!!

وقتي كسي مخش در حد دو سه تا كلمه ست نه بيشتر معلومه آپش بهتر از اينا هم نميشه!

ميگم شما ها مگه درسم ميخونين كه واسه خاطر امتحاناو درس نيومدين آپ كنين؟

درس ميخونين  پس كِي وظيفه مگس بودنتون رو انجام ميدين؟

اصلا كلا ميدونين درس چي هست؟! بعيده !!

ما دخترا رو كه ميبينين درس ميخونيم يه هدفي داريم ! *دانشگاه*

ولي شما ها به جز سربازي به چيز ديگه اي هم در حال حاظر فكر ميكنين؟!

البته فكر رو كه عمرا نميتونين بكنين ! فكر كردن كار شما نيست !

 يعني در حدي نيستين كه بتونين فكر كنين !!! اصلا بيخيال !

.

.

.

اين لنگه كفش ماله كدوم بي تربيتي بود؟ شانس آوردي جا خالي دادم !

خورده بود بهم آنچنان زده بودم………كه نفهمي از كجا خوردي!

سعيد بابا صد دفعه گفتم مياي تو وبلاگ اون كفشاتو درآر ....جوراباتم بشور !

خفه شدم !

آخ ميلاد دستت چرا سوخته ؟! بابا تو كه آشپز ماهري بودي ديگه چرا خودتو سوزوندي؟

كهنه اين بچت هم از اينجا ور دار جاش اينجا نيس ! برو بشورش ديگه ! تنبل !

مريم جون بكش سرت اون روسريتو نميبيني دو تا نره غول نشستن اينجا !! زشته !

هوووووووووووووووووووووووووووي  !

درويش كن چشاتو ميلااااااااااااد !!! خدايا  اين هنوز از چش چرونيش دس ور نداشته ! 

زهرا كو؟ زهراااااااااااا !!!  زهرااااااااا !!!     سينماست؟؟؟!  

  هيس !!بچه ها سر و صدا نكنين نيلوفر هنوز خوابه !!

باز كه اين لنگه كفشست كه !! به خدا اگه بدونم كاره كيه…………!

 

 

 

یاسمن 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 دی1385ساعت 1:37  توسط یاسمن  | 

زودتر از همه!

اولم!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 دی1385ساعت 18:0  توسط میلاد  | 

خالی نبودن عریضه

اومدیم که اینجا یه تکونی بخوره
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1385ساعت 11:44  توسط سعید 

بازم فوق العاده!

سلام همونطور که گفته بودم امروز تولد نیلوفر خانوم هستش باز هم از طرف همه به ایشون تبریک میگم امیدوارم صد نه صدوبیست سال زنده باشن و در پدر و مادر و خواهر(همون یاسی!) و احیانا برادر! وهمسر و بچه هاشون!! خوب و خوش و سلامت به زندگیشون برسن مثل اخر کتاب قصه های بچه ها!!!

بازم میگم:

                     

                          .:*نیلوفر خانوم تولدت مبارک عزیز*:.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 دی1385ساعت 16:33  توسط میلاد  | 

گلابی دوسسسسسسسسس دارم !

به هيچكدوم  از اين مگساي وبلاگ ربطي نداره كه من خودم مطلب مينويسم يا

از يه جاي ديگه به قول ميلاد( گلابي؟؟) !! ميكنم !

ميكنم كه ميكنم دوس دارم!! ولي ديگه از اين به بعد نميكنم !!

اصلا هر كي بگه چرا مطلب( گلابي؟؟) كردي خره !   

پس اين به عنوان آخرين آپم  قبل از امتحاناي ترم !!

 

مغز مردها گرانتر از مغز زنهاست چون مغزآکبند گرانتر

 از مغز کار کرده است

 

اگر مردها به اندازه حماقتشان عقل داشتند دنيا پر از

 فيلسوف ميشد

 

اگه مردونگي مرده.. اگه رفاقت ها رنگ باخته.. اگه عشق ديگه معنا نداره...

اگه دنيا پر از نامرديه.... اگه آرامش ديگه نيست ...........

آخه به تو چه.. تو وبلاگتو بخون

 

 

مرد مثل همان خروسي است که فکر ميکند

خورشيدبراي اين طلوع  ميکند که صداي

قوقولي قوقوي  او را بشنود

 

مردها داراي قوه بينايي هستن ولي زنها

بينش بالايي دارن

 

زن بودن کار شاقي است چون مستلزم سر و کله

زدن با مردها است

 

فقط 99%مردها هستن که باعث بدنامي 1%باقي

 مانده ميشوند

 

زنها کلا به 5 گروه اصلي تقسيم مي شن 1 زنهايي که مردها رو بدبخت مي کنن 2 زنهايي که اشک مردها رو در مي يارن 3 زنهايي که جون مردها رو به لبشون مي رسونن 4 زنهايي که کاري مي کنن مردها روزي 18 بار ارزوي مرگ کنن 5 زنهايي که به اشتباه فکر مي کنن جزو هيچ کدوم از گروههاي بالا نيستن

 

حالا بريم سر پسراي ايروني

 

پسرهاي ايراني نميتوانند :

 

- با داشتن هيکلي ضايع تي شرت تنگ نپوشند و فيگور نگيرند !   

 

- از کلاس پنجم دبستان سه تيغ نکنند و After Shave نزنند !   

 

- جلوي مدرسه دخترانه نايستند و سيگار چاق نكنند !  

 

- با ديدن يك فروند دختر جو زده نشوند و تيكه جواتي بار نكنند !

 

-....................................................................................!

 

- .................................................................................. !

 

- در مقابل دخترها احساس بامزه بودن نكنند و ... و شعر نگويند !

 

- ادعاي با معرفتي و با مرامي و خلاف سنگيني نكنند !

 

- كت و شلوار صورتي با پيراهن زرد نپوشند و كراوات قهواي نزنند !

 

- در آن واحد با N تا دختر رفيق نباشند و به هر N تاشون قول ازدواج ندهند !

 

- احساس غيرتي بودن نكنند و را به راه به آبجي كوچيكه گير ... ندهند !

 

- از 13 سالگي پشت ماشين باباشون نشينند و خوار و مادر ماشين را به ... ندهند !

 

- احساس خوشتيپي و خوشگلي نكنند و خود را دختر كش ندانند !

 

به خدا يادم نيست اين مطلبو از كجا (گلابي؟؟؟) كردم وگرنه حتما اسم وبو مينوشتم ..خلاصه شرمنده صاحب وبلاگ

 

فدای آبجیای گلم

یاسمن

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1385ساعت 1:29  توسط یاسمن  | 

سلام سلام!
آق پسرهای گل روزگار خانومای کم پیدا( الان دیگه بیشتر پیدا!)
خوبین که؟ خدا رو شکر ما هم نفس می کشیم!
وای خدا چه هفته ی شلوغی بود! انگار همه تازه یادشون اومد که اینجا بود یه روزی! همه از دم آپیدن به جز غزاله که در آخرین تماسی که باهاش داشتم عنوان کردن که مشکلات دارن و تازشم قبلنا خداحافظی کردن.....موفق باشن!(یه لحظه تریپ سخنرانی رفتم حال کردین؟ ........ها؟)
حالا بیایم سر اصل مطالب:
اول ماری:مطمئن بودیم مشکلات  داری حالا به هر حال......حالا
خدا آدم حسابمون نکرده؟ از کی تا حالا اجناس لطیف آدم شدن؟تا اونجا که همه میدونن آدم مرد بوده! یعنی اینکه ببخشیدا دخملا از همون اوایل هم آدم نبودن!!.........
تازه من نگفتم که دوست دارم دختر باشم گفتم که دوست دارم دختر باشی ( این یه نفرینه!)
اون فیلم غیر اخلاقی! رو هم در غیاب شما حسابی سرش بحثیدیم.......با اجازتون چند تا سوال ازت بکنم جوابش رو به خودت بده بعد ببین حکم اعدام فقط برای توزیع کنندگان کافیه یا برای همه عوامل؟!!
اول اینکه همه می دونن که این آقاهه تو فیلم شوهر خانوم خانوما نیستن به نظرت درسته که یه دختر ( بازیگر بوذنش رو در نظر نگیر!) بیاد با کسی که شوهرش نیست همچین کثافت کاری هایی راه بندازه؟ (بعد تازشم خودش بشه فیلم بردار و کارگردان) گیریم که عاشقش بوده و بهش وعده ی ازدواج داده, مگه این خانوم نمیدونه که اول باید عقد کنن بعد عروسی کنن بعد.......؟!
حالا گیریم که این خانوم خر تشریف دارن و اصلا نمیدونن که باید اول ازدواج کنن ( که مطمئنا اینطور نیست  و خودش هفت خط روزگاره) پس کسی که خر هستش احساسات آنچنانی نداره که بخواد بهش لطمه وارد بشه پس خواهشن اینقدر نگین با احساسات یه دختر بازی شده
اگه این احساساته,اگه احساساته دختر اینه پس با عرض معذرت باید بگم که دختر ها حیوونن احساساتشون هم مثل احساساته حیوونه و البته فقط در زمینه ی تولید مثل!
هممون میدونیم که جمله ی بالا حتی ذره ای هم واقعییت نداره اما بعضی ها دارن حرفایی میزنن که جمله ی بالا رو میرسونه براشون متاسفم! تا حالا دخترای زیادی دیدیم که هیچ کدومشون اغفال نشدن! ( اصلا این کلمه به نظر من یعنی کشک ! فقط برا اینه که بگن پسرها همیشه مقصرن)
اما حالا که اینطور شده و این گند بالا اومده درسته که فقط بگیریم اون پسره ی حیوون رو با عوامل توزیعش اعدام کنیم ؟ پس این وسط  تکلیف طرف دوم ماجرا که اصلا بی تقصیر نیست( و شاید اشتباهاتش به مراتب بیشتر از آقای حیوون باشه) چی میشه؟ این عدالته؟ مگه این کار زورگیری بوده؟
هیچ کس تو این مملکت جرات نداره بگه که بازیگر تلویزیون ( و نه سینما!!) منحرفه و برا اینکه آبروی مملکت اسلامی! رو برده مجازاتش اعدامه! جرات نداره چون میدونه این حرف تف سر بالاست!!!!!!
یه کم بیشتر فکر کنیم اینقدر برا رو کم کنی حقایق رو زیر پامون له نکنیم خانومه مریم خانوم!
این حرفایی که زدم هیچکدومش طرفداری از پسره نبود اون که اعدام هم کمشه که با زن جماعت رفت و امد کرده! اما به دور از شوخی اصلا کارهای پسره مرده قبولم نیست اما این درست نیست که همه ی کاسه ها رو سر این عوضی بشکنیم!
راستی درست گفتی من میخوام سر به تنت نباشه !! از کجا فهمیدی؟
یه بهونه ی بهتر پیدا کن برا از زیر کار در پریدن!چون حرفای سعید همشون از سر دوستیه همراه با خشانت!
چند مدت که نبودی,  حالا هم که اومدی منتظر بهونه ای خدا حافظی کنی؟ واه واه .......( این از ایشون!)
به به یکی آمده به اسم زری!!( آن زری با داس {نه ببخشید با ماری!} آمد!):
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ ( چه ربطی داشت؟) کجا بودی که حالا اومدی؟ که تولدت بوده؟ بوده که بوده به من چه که بوده؟!! ما با مرامیم؟ چرا فحش میدی؟ هنوز بهت یاد ندادن که وب جای فحاشی نیست؟ بی فرهنگ !! بستنی دهنی یه دختر رو خوردم که اینجوری خل وضع شدم اگه پسر بود که الان روزگارم خیلی بهتر از اینا بود!
شوما درست میگوی ( اصفهان؟) من دارم هنوزم که هنوزه با دمپایی دنبالت میگردم اما دریغ که پیدات کنم خیلی زبر و زرنگی!کجا قایم میشی بلا؟!
(اینم از نوزاد تازه به دنیا اومده!)
 میرسیم به کی؟ به کسی که شبیه هیچکس نیست!همون عمو یادگار خودمون! نیلوفر:
چه عجب شما بلندیدید ... ساعت خواب؟
بیچاره این نازی خانوم هنوز نصمه! عجایب اینجا رو ندیده و اومده به نیلوفر میگه نویسنده جدیدی؟!!!!
نه ایشون اتفاقا یکی از اون فسیل نویسنده هاست! اما از بس مشغله دارن فقط گهگاهی اوقات قلم در جوهر میفشارند و ملت رو در تحیر فرو میکنن!
راستی بگم که این نیلوفر خانوم قصه ی ما هنوز به دنیا نیومده قراره دوشنبه تازه متولد بشه!
این رو هم اضافه کنم که تو اگه خشنی و اعصابت خورده حق داری ! خب من هم هر وقت از خواب بیدار میشم دپرسم!
نیلوفر این چند وقت که تو نبودی! هیچ اتفاقی نیفتاد شهر هم امن و امانه تو راحت بگیر سه ماهه آخر سال رو بخواب!
روزگار به خیر ( همون شب بخیر!!)
نوبتیم باشه نوبت کیه؟ چمیدونم حتما همین یارو یاسمن!!!
بینم تو هنوز میجنبی؟ نیستی چند وقته؟ آها حتما داری خودت رو به شدت اماده میکنی برای امتحانات !
بگیرم خفت کنم؟ این چه مطلبی بود که تو گلابی کردی؟ دوست دارم پسر باشی .....
میخوام صد سال سیاه  پسر نباشی
همه تو خیابون تو کوچه تو قصابی دعوا میکنن که من میخوام پسر باشم ...اون یکی میگه من میخوام دختر باشم!!!!
من از همین جا اعلام میدارم که میخوام دو جنسیتی باشم!!( ولم کنین....دست از سرم بردارین)
در مورده اون مادیات هم بگم که این روزا مادیات حرف اول رو میزنه  اینقدر نگین که مادیات مهم نیست
اگه مهم نیست چرا پیش همدیگه کلاس میزارین که دوست پسر من پولدار تره؟؟......... روتو کم کن دیگه!!

راستی امشب شب باحالیه ( چقدر شما منحرفین بابا شب جمعه رو که نمیگم ) شب یلدا رو میگم !
کم هندونه بخورین یه وقت دیدی کلید دستشویی گم شد!البته یاسی هر چی بخوره کم خورده چون بچم آب بدنش کم شده!
تخمه نخورین جوش میزنین!
فقط برقصین !!.....برا لاغریتون خوبه
جاتون خالی امشب با بچه ها دور هم جمعیم!
قرار بود اتفاقایی که تو دانشگاه برام افتاد رو براتون بگم ولی چون این پست طولانی شد باشه برا بعدا
تا یادم نرفته بگم که نازی خانوم کرتیم کجا میخوای بزاری بری؟ اگه بری که ما تماشاچی نداریم!
شوخیدم اما امیدوارم که تو هم شوخی کرده باشی! تا دیر نشده آپ کن اسمال کیس رو!!
مواظبتون باشین!
فدای همتون
.:غم هاتان به کوتاهی امروز,شیداییتان به بلندی امشب, یلدا مبارک!:.
بایییییی
می........

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 16:29  توسط میلاد  | 

جمعمون جمعه .. خدا کنه همین جوری بمونه ...

 

یه سلام به همین گندگی ...ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلاــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

احوالات چه طوره؟ شرمنده که چن وقت نیومدم ( عزر خاهی کردم از کی؟)

زمنن به نبیسندگان اینجا جا داره اعلام کنم جو نگیره بابا ... حالا من یه چیز گفتم ..

زمنن .. یاسی خانوم .. باید بدونی که تو همونی که گفتی هستی ... یعنی بوق و حق نداری اظهار نظر کنی ... و وقتی من و میلاد میگیم  تو به زور میای باید بگی چشم و اصلن حق اعتراز نداری ... او کی ؟ { جدی نگیر}

یادم رفت چی میخاستم بگم .. ولی همتون میدونید که از آرشیو خاطراتم میخاستم بگم با سوژه " دو خر" ... آخ ببخشید .. "دختر" ....

هر چی فک میکنم یادم نمیاد ....

.

.

.

کامل یادم رفته ....

بیخیال

راستی ... چند تا چیز که الان مینویسم رو بعد از یه هفته که این پست رو آماده کردم دارم ازافه میکنم:

به به .. میبینم که همه مثه من امتحانات میان ترم داشتن .... حالا هم که همه پا شدن اومدن کلی شادم ...

من نمیدونم چرا در مواردی که افه میزارم منو چوبکاری نمیکنن .. مثلن اینکه من خیلی ادعا دارم .. ولی در مواردی که من هیچ وقت در اون مورد ادعایی نداشتم بسیار تیکه بار من میکنن ...بابا من آخه کی گفتم با مرامم؟ من از همتون بی مرام ترم هستم ... هوی دور برندارینا !

 

یکی اومده بود کامنتونده بود .. نه اسم سایت یا وبلاگ  یا آی دی داده بود که جوابشو بدم .. اتفاقن اسمش زهرا هم بود .. ولی زهرای خودمون نبود ... با عرز معزرت همینجا میگم ..

ببین منو ... البته حق میدم بهت که به دخترای این وبلاگ حسودی کنی .. واسه اینکه اونا تو اینجا دارن با یه عده پسر کار میکنن و ما پسرا بهشون مجال دادیم که این فرصت گیر هر دختری نمیآد { نقل قول: یو هاها...}

دومندش هم باید عرز کنم خدمت حزور انورتون که ما پسرا تو اینجا با دخترا فقط کل کل و لجبازی نمیکنیم ... بهتره بخشه "درباره وبلاگ" رو بخونید تا بفهمید .. یا اینکه چند تا پست قبلی رو بخونی تا بفهمی ما اینجا از هم درس اخلاق هم میگیریم { صدای شما: بعله .. بعله } پس بهتره از این به بعد هر پسری رو قاطی هر پسر دیگه نکنی ... ضمنن .. اون گیلی بیلی نیست .. قیلی بیلی میباشد ...

اینم اضافه کنیم که ما دلمون بره دخترا فقط قیلی بیلی نمیره .. بلکه ما برای هر آدمه باحالی که میتونه درست حرف بزنه قیلی بیلی میره .. میتونه دوخر باشه یا پسر ...

ضمنندشم نه من و نه میلاد هیچ کودوم جی افامون ولمون ندادن ... توزیحاته بیشتر رو برو از افراد به صورته خوصوصی بپرس ...

البته این کامنت واسه زهرا جون بود ولی چون مربوط به پسرا بود من باید جواب میدادم ...خوب دیگه ...

اگه بخایم به حسودا بپردازیم زیادن و فقط مایه ی وقت پر کنی ... پس بیخیالش میشیم و در همینجا اعلام میکنیم :

"هیچی" ...

میگزریم ...

راستی ... اینجا جا داره از نازی خانوم یه تشکر به وسعته بسیار زیاد کنم به همون  دلیل که خودش گفت ..

دیگه لحزاته خوشگزرونی تموم شد ... میژردازیم به بحث شیرینتر از عسله "کل کل":

.. از اون متنا که مینویسن مینویسم .... ( متنو مگه به غیر از نوشتن کار دیگه هم میکنن؟)

البته یه کم با متنای اونا فرق داره ...

شاعر(من) طی یه سری کلمات قصار ارز میکنه که .....

دوست دارم پسر" باشی" تا بفهمی ازیت کردن و سوژه قرار دادن یه دختر چقدر کیف داره ... دوست دارم پسر باشی تا گیر ناظمای نچسب زن تو مدرسه نیوفتی که انقدر خودشونو میگیرن ( حتی بیشتر از یه فزا نورد) که آدم حالش به هم میخوره .... دوست دارم پسر باشی تا بفهمی ، چیز خاصی رو نمیگم، کلی میگم ، کلن دوست دارم پسر باشی تا فقط بفهمی !!!... دوست دارم پسر باشی تا بفهمی که فکر کردن چه حالی میده {هرهر}..... دوست دارم پسر باشی تا به جای قرار دادن نود و سه کیلو بار ( اعم از وسایل آرایشی یا تفنگ و چاقو غداره و غناصه و کلنگ (!!!)} تو یه کیف که زرفیتش دیویستو پنجاه گرمه اگه لازمت بود و دلت خاست یه کامیون بگیری دستت که بتونی وسایلت رو بزاری توش ... دوست دارم پسر باشی تا واسه اینکه خودتو نشون بدی لباسای گشاد و آزاد بپوشی به جای مانتوهای غواسی که بدن رو در خفقان (!!!!!!!!!!) قرار میده ........ دوست دارم پسر باشی تا در حین رانندگی با ماشین حد اقل یه بار هم که شده تو یه مسیر یه کیلومتری  پنجا بار نزنی به در و دیفال ... دوست  دارم پسر باشی تا وقتی یه نمره پایین گرفتی مجبور نباشی تا ده روز گریه کنی و تو اتاقت تحصن کنی و قزا نخوری ... آخرشم بفهمن همه اینا بهونه بوده واسه اینکه رژیم لاغری میخاستی بگیری ... دوست دارم پسر باشی تا وزنت یک دهم قدت نباشه( قد: صد و شصت ... وزن: شونزه کیلو !!!!) دوست دارم پسر باشی تا هر کار میکنی فقط برای عشق و حال خودت باشه و نه برای اینکه روی ریفیقت رو کم کنی ... دوست دارم پسر باشی تا { سانسور}...

 

حالا از اونور میگیم ...

 

دوست دارم دختر باشی تا اگه دلت خاس به یه پسر گیر بدی همونجوری بخابونی زیر گوشش و ملت هم بیان بزننش و تو همونجوری بخندی ... دوست دارم دختر باشی تا هیچوقت مقصر شناخته نشی ... دوست دارم دختر باشی تا وقتی منتزر تاکسی واسادی نه تنها سریع گیرت بیاد .. بلکه تاکسی مسیر از پیش تعیین شدش رو هم واست عوز کنه ... دوست دارم دختر باشی تا برات از چپ و راست هی هدیه بریزه ... دوست دارم دوخر ...آخ ببخشید ... دختر باشی تا بتونی نامردی کنی و با یه نیگا یه نفر و بدبخت کنی ... دوست دارم دختر باشی تا ....

بیشین بینیم با آااا حال نداری ....

هیچم دوست ندارم دوخر باشی .. دوست دارم یه خر بیشتر نباشی ...

ضمنن .. به من گفتن وارد جزمیات نشو ... اونوقت خودشون وارد جزمیات میشن ...

 

نتیجه اخلاقی:

1-     ....

2-     ....

3-     ....

4-     جای خالی را با کلمات مناسب از خودتان پر کنید ....

5-     نمیتونی نرون خو ...

6-     در این محل چیزی ننویسید "..................................."

7-     ساده نباشید .. گول نخورید .... پفک نمکی بخورید

8-     شاعر میگه :" تا توانی بزن تو حال مردم .... حال گرفتن بسی هنر میباشد"

9-     برو بخاب تا لاحاف یخ نکرده

خوب آقایون ...

من از حزور انورتون مرخص میشم ...

ارزی نیس؟

خدانگهدار همگی ....

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آذر1385ساعت 16:12  توسط سعید  | 

زری اومد !!!!!!!!

علیک!

من که خوبم!

اومدم که بدونین بنده رفیق نیمه راه نیستم! نه که این روزا خیلی سرم شلوغه، وقت نمی کنم که بیام!

حالا رفیقای با مرام خودم ( به جز سعید) حالشون چطوره ؟؟؟؟؟

در ضمن مرسی از داش میلاد و همه ی بروبچس دیگه حسابی شرمندمون کردین ولی اصلآ ناراحت نباشین، از خجالتتون در میام!!!!

اینجور که پیداس، مث که چیزی عوض نشده!

یاسی هنوز کنکور داره..

نیلوفرم همچنان خوابه...

سعید هم که هنوز منو شرمنده ی مرامش میکنه! ( از خجالتش در میام!)

آق میلاد هم که همچنان دمپایی دستشه، دنبال سوسکا میکنه!

آمار مریمو هم بهتون نمیدم! ( مگه خودتون ناموس ندارین؟؟؟؟)

دیگه حرفی ندارم!

در هر صورت از این به بعد دیگه ۴ پایه همتونم ! هر چی دارین بریزین وسط باهم نفص کنیم!

یه چی دیگه، من با هیچ کدوم از شماها هیچ دشمنی ندارم! ( تیییییییییییییییییییییکه!)

فعلآ با اجزه!

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 آذر1385ساعت 20:30  توسط زهرا  | 

خودمم..... مریم!......باور کن!

سلام!

( با ترس بسیار )

خوبین؟!؟!

منم خوبم!!! ( چه پررو!! )

چیزه.....

(خجالت زیاد)

می خواستم بگم....

یعنی چه جوری بگم؟

خوب...

آخه!

.

ای بابا خوب دعوام نکنین بذارین حرفم رو بزنم!

می خوام توضیح بدم که واقعا نمی تونستم بیام! ما حدودا دو ماه بود که تلفنمون قطع شده بود و من هیچ دسترسی به کامپیوتر و اینترنت نداشتم! واقعا شرمنده ی همتونم!

میلاد خیلی از دستم ناراحته.....!

سعید که دیگه فکر می کنه من وجود خارجی ندارم.......!

یاسی که قربونش برم این قدر مهربونه که آدم رو شرمنده می کنه!!

نیلوفر ساعت خواب....!!!

به هر حال منو ببخشید! من نمی خواستم برم و بر نگردم! واقعا آدم بی معرفتی نیستم! ولی شما سه تا (میلاد و یاسی و سعید) واقعا آدمای با معرفتی هستین!!!

خوب دیگه!

فقط دو تا جمله می گم و رفع زحمت می کنم:

*** آبروی یه دختر رو با عرض معذرت فقط یه حیوان صفت(پسر) می تونه ببره!{ این راجع به قضیه ی زهرا امیر ابراهیمیه که واقعا راجع به این موضوع اعصابم خورد شد..... روی حرفم هم با عده ای ازپسرا بود}

***خدا آدم حسابت نکرده که دختر نشدی!!!! اومدی واسه خالی نبودن عریضه.....!

نمی دونم دوباره کی بر میگردم.... ولی یه موضوع توووووووپ رو کنین تا برسم خدمتتنون!!!!

خلاصش کر همگیتونم!!!!

چاکر همه ی گل گلابا و مگس وزوها: آبجی مریم!

+ نوشته شده در  شنبه 25 آذر1385ساعت 15:26  توسط مریم  | 

آخیش...

 

 

 

 

آخيش چه حالي داد اين خوابش.

 

ااااااااااا شما هنوز اينجايين كه مگه هنوز آپ ميكنين؟

بابا من يه بار از خواب بيدار شدم اومدم آپ كردم چقدر توقعتون رفته بالا هي دوست دارين آدم بياد آپ كنه.

تازه همه به من گفتن تو خشني و نميدونم از اين چيزا من ديگه ترسيدم بيام آپ كنم.  اين دفعه هم ديدم همه عصبانين از دسته ما غيرتي شدم گفتم بيام آپ كنم

 

خوب , يكي بود ميومد اسمشو تا ته نمينوشت.اسمش چي بود؟ ميله؟ تولد؟ ميلاد؟ نوشته بود:

 

"دوست دارم دختر باشی تا بتونی بری کلاس ایروبیک

دوست دارم دختر باشی تا زودتر از همه تاکسی گیرت بياد"

ولي من دوست دارم پسر باشه كه بتون بره پرورش اندام.

دوست دارم پسر باشه كه تو تاكسي كسي خودشو نندازه روش.

حال كردي؟

.............................................................................

راستي ميلاد تو بستني دهني يه دختر رو خوردي تا به حال توجه كرده بودي؟

.............................................................................

بابا اين سعيد چه گيريه .خوب آدم بايد درس بخونه يا نه؟آدم بايد پول كارت اينترنت داشته باشه يا نه؟(خودمو لو دادم.) خوب معلومه الان كه موقع مدرسه هاست آدم نميتونه مثه تابستون بياد نت. نه خدايي ميشه؟ نميشه ديگه.

راستي:

1-كارهاي من در قبال زحمت هاي شما هيچ به نظر ميرسه.....

2-کسی تلاش میکنه و به اون خونه رونق میده شاید درست نباشه که ازش تشکر کنی چون همون کسی که داره تلاش میکنه خودش صاحب خونست اگه ازش تشکر کنی اون رو غریبه تر از خودت نسبت به اون خونه فرض کردی...............

3-  میدونم که یاسمن هم فقط داره به این دلیل آپ میکنه که زحمات میلاد هدر نره ...

شما سه تا چقدر تعارف تيكه پاره ميكنين واسه هم.

 

خوب ديگه من برم.

كاري؟ باري؟

راستي تولدم مبارك.  البته الان نه 4 دي.

 

                                ----------------------------------------------------

 

( فوق العاده : سلام ببخشید اینجا دارم آپ میکنم راستش یکی از همین چیز ها که واقعا با اینکارش اعصاب من رو خورد کرد گفته که تولدش بوده دقیقا نگفته کی بوده ..........خداییش این رسمشه؟عزیز زودتر میگفتی.........این چیز ! کسی نیست جزززززززز.................زهرا خانوم ( زری خودمون!)

 زهرا خانوم من به نمایندگی از تموم بچه های وبلاگ عرض میکنم که:

 

*تولدت مبارک جیگر!!!*

 

ان شاالله که صد سال زندگی کنی

با اجازتون , می....)

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 24 آذر1385ساعت 14:6  توسط نیلوفر  | 

چرا آیا ؟؟

خوبه والله ....

چرا اينجا همه به جاي آدم تصميم گيري ميكنن؟

يكي ميگه : ميدونم ياسمن هم فقط به اين دليل آپ ميكنه كه زحمتاي ميلاد هدر نره

...پس ميدونيم كه داره به زور و مخالف ميلش آپ ميكنه !!

اون يكي ميگه : راستي گفتي كه ياسي اينجا رو به زور آپ ميكنه منم با حرفت موافقم

والله اينجا همه موافقن به جز خود بنده !!! من اين وسط بوقم !    

 بابا چرا يكي از خودم نميپرسه ؟؟؟

آقا ميلاد خدمتت عرض كنم كاراي من در قبال زحمتاي شما  هيچ به نظر ميرسه

پس خواهش ميكنم چوب كاري نفرمائيد ! در ضمن يادم نمياد اينجا كاري كرده باشم !!

.

.

يادم نمياد خواسته باشم با شما حرف خصوصي بزنم !! من با نازي و مرتضي بودم

و اون عزيزايي كه ميان وبو ميخونن و نظر هم نميدن تو چرا به خودت گرفتي؟

.

بزنم به تخته خوب  پوشك شناسي ها !!  سابقه داري؟

.

.

دوست دارم دختر باشي تا مجبور نباشي پول پيتزاي دوست دخترتو حساب كني !

دوست دارم دختر باشي تا بابات پول فيش موبايلت رو بده !

دوست دارم دختر باشي تا مجبور نشي برا يه شب جمعه كادوي پنجاه هزار تومني بخري !

دوست دارم دختر باشي تا مهريه بگيري!

به نظرت اينا كه ديگه ربطي به ماديات داشتن؟نداشتن؟    چرا..داشتن  

.

.

يكي چي چيز بگه دربارش كل كل كنيم   البته آپاي من دير به دير ميشه شرمنده ميشم

من رفتم    فداي همتون 

باباي

ياسمن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آذر1385ساعت 14:4  توسط یاسمن  |